تبلیغات
داستان های کوتاه - عشق و دیوانگی
کسب درآمد | خرید اینترنتی

تاریخ : چهارشنبه 5 بهمن 1390 | 10:57 ب.ظ | نویسنده : کشاورز
روزی عشق، دیوانگی، محبت و فضولی بازی می کردند نوبت به دیوانگی رسید تا چشم هایش را ببندد... اما دیوانگی همه را پیداکرد بجز عشق.
فضولی متوجه شد که عشق پشت یک بوته گل سرخ پنهان شده، دیوانگی را خبر کرد. دیوانگی یک خار بزرگ برداشت و در بوته گل سرخ فرو برد.
صدای ناله عشق بلند شد وقتی به سراغش رفتند دیدند که چشم های عشق کور شده، دیوانگی که خودش را مقصر می دانست، تصمیم گرفت همیشه عشق را همراهی کند.
از آن روز به بعد وقتی که عشق به سراغ کسی می ره دیوانگی هم همراهشه.


  • از قدیم تا کنون
  • مسکن ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • SEO Reports for siavash1390.tk