تبلیغات
داستان های کوتاه - کفش
کسب درآمد | خرید اینترنتی

تاریخ : دوشنبه 4 دی 1391 | 08:33 ق.ظ | نویسنده : کشاورز
پسرک جلوی خانمی میگیره وبا التماس میگه:

خانم!تو رو خدا یک شاخه گل بخرید زن در حالی که گل را از دست پسرک میگرفت
که سنگینی نگاه پسرک را روی کفش هایش حس کرد.پسرک گفت:چه کفش های قشنگی داری
خانم یک لبخند زد و گفت:برادرم برام خریده دوست داشتی جای من بودی؟
پسرک گفت:نه دوست داشتم جای برادرتون بودم تا منم کفش برای خواهرم میگرفتم


  • از قدیم تا کنون
  • مسکن ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • SEO Reports for siavash1390.tk