تبلیغات
داستان های کوتاه - عشق دردناک
کسب درآمد | خرید اینترنتی

تاریخ : شنبه 22 تیر 1392 | 03:39 ب.ظ | نویسنده : کشاورز
دختر: شنیدم داری ازدواج می کنی .. مبارکه .. خوشحال شدم شنیدم..

پسر: ممنون...انشالله قسمت شما..

دختر: می تونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟؟؟

پسر: چی می خوای؟

دختر: اگه یه روز صاحب یه دختر شدی می شه اسم منو روش بذاری؟

پسر: چرا؟ می خوای هر موقع که نگاش می کنم ..صداش می کنم درد بکشم؟؟

دختر: نه.. !! آخه دخترا عاشق باباهاشون می شن..
می خوام بفهمی چقدر عاشـــــقت بودم


  • از قدیم تا کنون
  • مسکن ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • SEO Reports for siavash1390.tk